کد خبر: ۱۸۴۶۵۳
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۴ 21 February 2016
از سرمایه به عنوان یکی از عوامل تولید یاد می شود، لذا در رونق تولید، از متغیر سرمایه گذاری نمی توان چشم پوشی کرد و این متغیر از ارکان توسعه و رشد اقتصادی محسوب می شود. عموماً در ادبیات اقتصادی انباشت سرمایه فرآیند پیچیده ای است که از پس انداز به عنوان تشکیل آن یاد می شود که می تواند وجوه لازم را برای سرمایه گذاری فراهم کند و پس انداز از طریق پس اندازهای شخصی، تجاری و عمومی حاصل می شود و منابع پس انداز به سه طریقِ سرمایه گذاری مستقیم بوسیله فرد پس انداز کننده، سپرده گذاری در بانکها و موسسات اعتباری و خرید سهام و اوراق قرضه شرکتها و یا دولتی بدست می آید.
در اقتصاد ایران هر گاه سرمایه گذاری بخش خصوصی بیشتر شود رشد اقتصادی می تواند آهنگ سریع تری را به خود بگیرد. لذا از این منظر جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی از اهمیت بسیاری برخوردار است و برغم چنین تأثیر مثبت، متأسفانه در چهار دهه اخیر به گونه ای اقدام شده است که این بخش انگیزه لازم را برای سرمایه گذاری در کشور نداشته است. این در حالی است که ایران بدنبال جذب سرمایه گذاری خارجی است و معتقدیم که بجای پیگیری چنین موضوعی، ابتدا باید به صورتی تدبیر شود که مکانیسمها به گونه¬ای عمل نمایند تا از خروج سرمایه¬های ایران جلوگیری شود و کشور از سرمایه تهی نشود و برای جذب سرمایه¬های ایرانیان خارج از کشور اقدام شود.
مطابق مطالب و آماری که منتشر شده است، سالیانه  ۱۵۰ تا ۱۸۰هزار ايراني با تحصيلات عالي از ايران خارج می¬شوند که این معادل خروج ۱۵۰ميليارددلار سرمايه از کشور است. از طرف ديگر بر اساس گزارش موسسه تامسون رويتر، 24استاد ايراني در فهرست سه هزار و 200 دانشمند برجسته جهان وجود دارند که 10نفر در داخل کشور، 12نفر در آمريکا، يک نفر در کانادا و يک نفر نيز در انگلستان حضور دارند، مضافا حدود 12هزار ايراني برجسته در خارج کشور ساکن هستند که نمونه بر جسته آن خانم دکتر مريم ميرزاخاني، ستاره برجسته عالم رياضيات است که اخيرا جايزه جهاني فيلدز رياضي نصيب وي شد. متاسفانه به دليل اعمال سياست هاي غيرکارشناسي ايران از نقطه نظر مهاجرت نخبگان در صدر جهان قرار دارد، حدود ۲۵درصد ايرانيان تحصيلکرده؛ هم اکنون در کشورهاي توسعه يافته زندگي مي-کنند. طبق آمار صندوق بين¬المللي پول، سالانه بين ۱۵۰ تا ۱۸۰هزارنفر از ايرانيان تحصيلکرده براي خروج از ايران اقدام مي¬کنند و ايران از نظر فرارمغزها در بين ۹۱ کشور در حال توسعه و توسعه¬نيافته جهان مقام اول را از آن خود کرده است. خروج سالانه ۱۵۰ تا ۱۸۰هزارايراني با تحصيلات عالي از اين کشور معادل خروج ۱۵۰ميليارددلار سرمايه سالانه از اين کشور است. همين طور از مجموع صدهزارايراني در آلمان در سال هاي گذشته دوهزارجلد کتاب منتشر شده، در حالي که از بين دوميليون ترک مهاجر آلمان تنها ۱۰۰ جلد کتاب منتشر شده است!! 
 ۹۰ نفر از ۱۲۵دانش آموزي که در چندسال گذشته در المپيادهاي جهاني رتبه کسب کرده اند، هم اکنون در دانشگاه هاي آمريکا تحصيل يا تدريس مي کنند. بسياري از آنان هرگز به ايران براي زندگي دايم بازنمي گردند مضاف بر آنکه طبق آمار صندوق بين المللي پول هم اکنون بيش از ۲۵۰هزار مهندس و پزشک ايراني و بيش از ۱۷۰هزارايراني با تحصيلات عاليه در آمريکا زندگي مي کنند و طبق آمار رسمي اداره گذرنامه، در سال ۸۷ روزانه ۱۵کارشناس ارشد، 3/2دکترا و سالانه پنج هزارو475نفر ليسانس از کشور مهاجرت کردند. گزارش صندوق بين المللي پول در ادامه افزوده است بيش از ۱۵درصد سرمايه هاي انساني ايران به آمريکا و ۲۵درصد به کشورهاي عضو سازمان توسعه و همکاري اقتصادي اروپا مهاجرت مي کنند.
اینها نشان از این واقعیت دارد که چه سرمایه عظیمی توسط ایران در اختیار کشورهای دیگر قرار می گیرد. آمارهای دیگری نشان می دهد که میزان سرمایه مالی ایرانیان خارج از کشور در سال 1386 بیش از 1300 میلیارد دلار و ثروت ایرانیان مقیم امریکا به تنهایی بیش از 900 میلیارد دلار برآورد شده است. علاوه بر این بیش از 6500 شرکت و 10 هزار دانشجوی ایرانی در دوبی حضور دارند و بیش از 1400 ایرانی در بورس دوبی سرمایه گذاری کرده اند و این سرمایه به بازارهای مالی این کشور جان تازه ای داده است و رونق و رشد و صعود شاخص را در این بورس بدنبال داشت. آماردیگری نیز می گوید ایرانیان خارج از کشور حدود 4 هزار میلیارد دلار سرمایه در اختیار دارند و در حدود 5 میلیون ایرانی در خارج از کشور زندگی می کنند و اینها اکثر نیروی انسانی خلاق، کارآفرین و صاحب تفکر هستند که در بخش خصوصی مشغول به کارند. با استناد به این آمار می توان اینگونه محاسبه کرد که هر ایرانی خارج از کشور به طور متوسط 800 هزار دلار سرمایه در اختیار دارد.
حال سوال این است که چرا این میزان از سرمایه از کشور خارج شده است و این خروج در چه چیزی ریشه دارد؟ در پاسخ به این سوال بد نیست که بدانیم کشور نتوانسته و قادر نبوده است که از این حجم از سرمایه ها استفاده کند و در این عدم استفاده مطابق گزارشی که در سال 1387 سازمان مدیریت و برنامه ریزی منتشر کرده است عواملی نظیر تأمین بخش عمده هزینه های مصرفی و سرمایه گذاری دولت از درآمدهای ارزی ناشی از فروش نفت خام، بالا بودن نرخ تورم، بالا بودن نرخ ریسک سرمایه گذاری در کشور، تسلط بخش عمومی(و شبه دولتی) بر نظام بانکی، بالا بودن هزینه های تأمین مالی، پایین بودن ضریب بازدهی سرمایه، کم بودن و نبود فرصتهای پیش روی بخش خصوصی، انتقال ناکارای پس اندازها به سرمایه گذاری، قوانین و مقررات پیچیده، روند کُند واگذاری شرکتهای دولتی و لغو انحصاررات، کارکرد محدود بازار سرمایه به عنوان بخشی از بازار مالی و ناکارایی نظام بانکی، بالا بودن هزینه مبادله برای فعالان اقتصادی(بخش خصوصی) و استهلاک زیاد سرمایه موثر هستند.
حال سوال اصلی این است که جذب سرمایه گذاری خارجی باید در اولویت باشد یا جذب سرمایه ایرنیان خارج از کشور و جلوگیری از فرار سرمایه؟ راه نجات کشور کدام است؟ 

فریدون اسعدی - کارشناس ارشد اقتصاد
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار